حاج ملا هادي السبزواري

73

شرح مثنوى

حقيقى طاعت تكوينيه و تكليفيه و شعور و شعور به شعور و به اينكه مشعورٌ به چيست و كيست دارد و اين است مراد حكيم بذكر الله اكبر . ( ( 1498 ) ) بلكه هفتاد و دو ملت هر يكى * بىخبر از يكدگر و اندر شكى ن 456 19 - ك 161 3 بلكه هفتاد : بلكه چنان كه به مظهريت هر موجود اسم شريف من ليس كمثله شيء را دو ظاهر مثل هم نيستند من جميع الوجوه دو باطن هم مثل هم نيستند . بىخبر : مگر انسان كامل كه مىداند كه الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق بلكه متخلق و متحقق است گويا تسبيح كل تسبيح اوست . ( ( 1500 ) ) چون من از تسبيح ناطق غافلم * چون بداند سبحهء صامت دلم ن 456 21 - ك 161 4 سبحهء صامت : تسبيح ساكت و خاموش . ( ( 1502 ) ) هست سنّى را يكى تسبيح خاص * هست جبرى را ضد آن در مناص ن 456 23 - ك 161 5 مناص : مفرّ و گريزگاه . ( ( 1503 ) ) اين همىگويد كه آن ضالست و گم * بىخبر از حال او وز امر قم ن 457 1 - ك 161 6 امر قم : امر تكوينى . ( ( 1504 ) ) و آن همىگويد كى اين را چه خبر * جنگشان افكند يزدان از قدر ن 457 2 - ك 161 6 از قدر : اشارت است به آن كه جنگ در صور قدريه است كه قدر از قدر و مقدار مأخوذ است نه در قضا كه مقام تصافح الاضداد است . ( ( 1507 ) ) ليك لطفى قهر در پنهان شده * يا كه قهرى در دل لطف آمده ن 457 5 - ك 161 8 ليك لطفى : زيرا كه تحت كل جلال جمال و بالعكس و تحت كل قهر لطف و بالعكس و كذا فى كل بلاء ولاء . ( ( 1509 ) ) باقيان زين دو گمانى مىبرند * سوى لانهء خود به يك پر مىپرند ن 457 7 - ك 161 9 لانه : آشيانهء پرنده .